نقاب تاریخ

اطلاعات جذاب اجتماعی و تاریخی

تبلیغات تبلیغات

دگرگونی

اوایل بیست سالگی تصور می‌کردم، با فکر کردن به آدمای رفته میشه اونها رو برگردوند! انقدر فکر می‌کردم بهشون تا انرژیمو بگیرن از راه دور یا خوابم رو ببینن یا... اعتقادم اینطور بود. بزرگ که شدم فهمیدم هیچ چیز به اندازه ی موفق شدن و موفق بودن، آدمهای رفته رو پشیمون نمی‌کنه. میان سمتت طوری که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده. اما امروز، منتظر هیچ آدمی تو زندگیم نیستم... واقعا نیستم و این مرحله ی عجیبی از زندگی منه.
برچسب‌ها: برگردوند
در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

مطالب پیشنهادی

آخرین مطالب سایر وبلاگ ها

جستجو در وبلاگ ها